سایت جامع پانیس
صفحه نخست
تماس با ما
پست الکترونیک
ATOM
طراح قالب
درباره وبلاگ
مدیر وبلاگ :
فروشگاه تك
مطالب اخیر
چرا خانم ها در زمستان پیرتر به نظر میرسند؟
آرایشگر شما می تواند جانتان را نجات دهد!
عکاسی مد و تبلیغاتی Erik Almas
مدل های مو و آرایش هنرپیشگان و خوانندگان معروف Avril Lavigne
تاثیر روزه بر افسردگی
خوراکی های مفید برای مقابله با افسردگی
افسردگی بر روی چه نقاطی از بدن تاثیر می گذارد؟
كپسول عشق
امین حیایی در نقش یک خواننده زیر زمینی
لباس های چینی بر تن مانكن های چینی (Zhang Liang Ying)
كت های زیبا برای خانم ها سری سوم
رفع افتادگی و شل شدن پوست
سیب زمینی شکم پر
دور کمرتان چقدر است؟ مرد هستید یا زن؟
كفش ها و سندل هایی پر از رنگ برای بانوان سری اول
مدل های جدید تیشرت و بلوز برای بانوان سری اول
مدل های مو و آرایش هنرپیشگان و خوانندگان معروف Alicia Keys
لباس عروس های آستین كوتاه سری دوم
آشنایی با 7 ماده غذایی مفید برای چشم
خوراکی اسرار آمیز برای قلب شما
Hoodies & Sweatshirts برای آقایان سری سوم
7 توصیه غذایی برای تناسب اندام
چند مدل پیراهن ماكسی ...
لباس های چینی بر تن مانكن های چینی (Zhao Xin )
كت های زیبا برای خانم ها سری دوم
این شکم بزرگ را چطور کوچک کنم ؟
مدل های مو و آرایش هنرپیشگان و خوانندگان معروف Adriana Lima
توصیه هایی در جهت عشقی طولانی و ماندگار برای مردان
موهایتان را آرایش کنید!
T-shirt مذهبی....برای آقایان....
آرشیو وبلاگ
بهمن 1390
دی 1390
آذر 1390
آبان 1390
مهر 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
تیر 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
دی 1389
آذر 1389
آبان 1389
مهر 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
آرشیو كل مطالب
نویسندگان
فروشگاه تك (3266)
پانیس (524)
لیلا (8)
برچسبها
سلامتی
تغییرات هورمونی
خوردنی های مفید
زمستان
چین و چروك پوست
روش های لاغری
زنان
زیبایی
ازدواج موفق
آرایش و زیبایی
داستان كوتاه چه كشكی، چه پشمی
فروشگاه تك
شنبه 4 مهر 1388
چوپانی گله را به صحرا برد به درخت گردوی تنومندی رسید.
از آن بالا رفت و به چیدن گردو مشغول شد كه ناگهان گردباد سختی در گرفت،
خواست فرود آید، ترسید. باد شاخه ای را كه چوپان روی آن بود به این طرف و آن طرف می برد.
دید نزدیك است كه بیفتد و دست و پایش بشكند.
در حال مستاصل شد...
از دور بقعه امامزاده ای را دید و گفت:
ای امام زاده گله ام نذر تو، از درخت سالم پایین بیایم.
قدری باد ساكت شد و چوپان به شاخه قوی تری دست زد و جای پایی پیدا كرده و خود را محكم گرفت.
گفت:
ای امام زاده خدا راضی نمی شود كه زن و بچه من بیچاره از تنگی و خواری بمیرند و تو همه گله را صاحب شوی.
نصف گله را به تو می دهم و نصفی هم برای خودم...
قدری پایین تر آمد.
وقتی كه نزدیك تنه درخت رسید گفت:
ای امام زاده نصف گله را چطور نگهداری می كنی؟
آنهار ا خودم نگهداری می كنم در عوض كشك و پشم نصف گله را به تو می دهم.
وقتی كمی پایین تر آمد گفت:
بالاخره چوپان هم كه بی مزد نمی شود كشكش مال تو، پشمش مال من به عنوان دستمزد.
وقتی باقی تنه را سُرخورد و پایش به زمین رسید نگاهی به گنبد امامزاده انداخت و گفت:
مرد حسابی چه كشكی چه پشمی؟
ما از هول خودمان یك غلطی كردیم
غلط زیادی كه جریمه ندارد.
كتاب كوچه
احمد شاملو
نوع مطلب :
برچسب ها :
نظرات ()
موضوعات
آرایش و زیبایی (6)
آموزش آشپزی (2)
زندگی بهتر (5)
سلامتی (15)
فروشگاه اینترنتی (2)
تبلیغات
پیوندها
دزفول موبایل
محرم
دنیای مد
بهترین مقالات
دنیای جک و اس ام اس
فروشگاه اینترنتی
میعادگاه همه ایرانیان
سایت متنوع راه نرفته
بهترین قالب های وبلاگ
همه پیوندها
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی